خرید بک لینک
آبان با کلی ذوق رسید به هفدهمین روز خودش تا یه طلوع با شکوه رو به تماشا بشینه. خیس از باران شوق آسمان و زمین رو طراوت بخشید تا هوا ,هوای ناب رسیدن تو باشه؛ هوای آمدنت یعی هوای ناب عاشقی .. هفدهم آبان لحه طلوع عشقه، طلوع نهایت مهربونی خدا که تو وجود مردی متبلور شد که تو باشی! دنیابه تو و خوبیهات حسادت میکنه. لعنت به حسادت که تو رو ازم دور کرد کاش کنارم بودی و میبوسیدمت تا نابترین اکسیر عشق رو از لبات بنوشم .. کاش میشد جاری بشی تو وجودم تا هیچوقت خلا هجرانت رو حس نکنم و اینطوری داغ نشه تو دلم ,حسرت نداشتنت . کاش میشد به چشمات نگاه کرد و این تبریک رو فریاد زد.. کاش جای هه این حسرت ها لذت حضورت بود.. تولدت مبارک بهترین خلقت خدا کاش لیاقت داشتم تبریک شایسته تری بگم. دوستت دارم و برات بغل بغل آرزوها ناب و خوب آرزو میکنم. فصل فصلم هجوم آبان هاست تُف به جغرافیای تنهایی...

برچسب: نویسنده: بردیا زارعی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 16:32

وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها؛مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خوانمچندیست لبخند ها ی لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادااما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیستآنروز هر چه باشد روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا، روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند شاید امروز نیز روز مبادا باشد وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها هر روز بی تو روز مباداست . . . !!! ” "قیصر امین پور" *****************

برچسب: نویسنده: بردیا زارعی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 16:32

از ياد رفته ياد بگذشته به دل ماند و دريغ نيست ياري كه مرا ياد كند ديده ام خيره به ره ماند و نداد نامه اي تا دل من شاد كند خود ندانم چه خطائي كردم كه ز من رشته الفت بگسست در دلش جائي اگر بود مرا پس چرا ديده ز ديدارم بست هر كجا مي نگرم, باز هم اوست كه بچشمان ترم خيره شده درد عشقست كه با حسرت و سوز بر دل پر شررم چيره شده گفتم از ديده چو دورش سازم بي گمان زودتر از دل برود مرگ بايد كه مرا دريابد ورنه درديست كه مش

برچسب: فاش گویید که عاشق هستم, نویسنده: بردیا زارعی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 7:07

گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیستحتی گره اخم خدا واشدنی نیست از حاصلضرب من و تو عشق بپا شداز خاطره ام عشق تو منها شدنی نیست من با تو، همیشه همه جا ما شدنی بودمن با تو شدن، ایندفعه گویا شدنی نیست آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیداررویای قشنگیست و اما شدنی نیست از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیماندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست پایان کلامم، من و تو، آخر این شعر،با وصله و اصرار و دعا... ماشدنی نیست محمد علی بهمنی

برچسب: نویسنده: بردیا زارعی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 19:14

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم مهر با همه بی مهریش تمام شد و مثل همه روزهای نبودنت حرام شد. جایی خواندم ؛ مهر را بر سر آبان بگذاری میشود مهربانی ! من اما آبان را همیشه مهربان دیده ام. وقتی برایم رنگ آمدن تو را دارد و امید حضورت را . با اینکه خیلی بده که هزار بار امید بدل جوانه بزنه و ناکام بمونه اما باز آبان رو مثل خودت مهربان دیدم و به آفریدگاری که قدمهای مبارک تو رو بر زمین هدیه داد امیدوارم. عزیز دلم از امروز دلم برای تولدت تنگ است و آرزو میکنم که لیاقت حضور داشته باشم هر سال همه سعیم را کردم که باشم هرچند بدل نمی

برچسب: نویسنده: بردیا زارعی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 19:13

صفحه بندی